حرف الميم
[ 416 ] [ امير معزّى نيشابورى ]
معدن كمالات موفور ، امير معزّى از اكابر نيشاپور ، كه ظهورش در عهد دولت سلطان ابراهيم بن مسعود غزنوى است و در زمان سلجوقيان خصوصا سلطان جلال الدّين ملكشاه و سلطان معزّ الدّين سنجر ، ملكالشّعرا و امير الامراء بوده . ارباب بلاغت و اصحاب فصاحت ذات شريفش را به استادى قبول و كلام با نظامش را معقول دانستهاند و اكثرى از شعراى نامدار نسبت تلمّذ در شاعرى به او مىرسانند و بيشترى از سخنوران فصاحت شعار ، لا سيّما « 1 » حكيم انورى ، زبان به توصيفش گشادند . وى در جلدوى قصايد مدحيّه از پيشگاه سلطان معزّ الدّين سنجر به صلات نمايان كامران گشت و حسب الحكم به نام شاهى به تخلّص « معزّى » اختصاص يافت .
روزى سلطان سنجر به تيراندازى مشغول بود . معزّى به عزم ملازمت مقابل گرديد .
هامش
( 1 ) . حاشيه : از آن جمله .