تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
ز رشك والع تردامنان داغم در اين گلشن * كه شبنم بستر از گل ، بلبل از خار آشيان دارد
* * *
روى تو بر بهار ز بس كار تنگ ساخت * يك غنچه در فضاى چمن وا نمىشود
* * *
صحبتى نيست كه آخر اثرش گل نكند * خنده را غير گل زخم به سوفار نداد
* * *
كليم بوسه چه خواهى به اين تهىدستى * از آن حريف ، كه دشنام رايگان ندهد ؟
* * *
ز دنيا چون بريدى ، قطع كن پيوند عقبى هم * كه تيغ همّت مردان اين ميدان دودم دارد
* * *
كه دل بر جا تواند داشت پيش چشم شهلايش ؟ * كشد ز آيينه بيرون عكس را مژگان گيرايش
* * *
در راه تو جان بر لب و سر بر كف دستم * شمع سحرم ، حاجت جلّاد ندارم
* * *
نهال سركش و گل بىوفا و لاله دو روز * در اين چمن به چه اميد آشيان بندم
* * *
ز خضر گيرم و بر خاك ريزم آب حيات * به زندگى شده‌ام بس‌كه سرگران بىتو
رباعى
بلبل هوس گلبن با غم نكند * پروانه هم‌آهنگ چراغم نكند