تا از دل من داغ تمنّا گل كرد * در سوختن انگشتنماييم چو شمع
[ 411 ] [ ميرزا گرامى كشميرى ]
شاعر نامى ، ميرزا گرامى ، كه اصلش از كشمير است ، به خدمت پدر بزرگوار خود ميرزا عبد الغنى قبول به تلمّذ پرداخته و به طبع موزون لياقت شايسته حاصل ساخته . از شعراى نازكخيال است و فصحاى شيرينمقال . در شاهجهانآباد به كمال استغنا قلندرانه گذر اوقات مىنمود و به ادابندى خيالات تازه و مضامين رنگين گوى سبقت مىربود . آخر در سنهء ستّ و خمسين و مائة و ألف به سفر آخرت پرداخت . از طبع گرامى اوست :
همچو آن شمعى كه روشن مىكند صد شمع را * سوختم تا در غم او عالمى را سوختم
[ 412 ] [ شيخ گلشن على جونپورى ]
گل سرسبد سرور ، شيخ گلشن على از خطّهء جونپور ، كه انصارى الاصل است ، يكى از اجدادش از بلاد عرب وارد جونپور گشته ، رنگ توطّن ريخت . ولادت شيخ در سنهء سبع عشر و مائة و ألف گل كرده ، بعد حصول فهم و تمييز كتب فارسى به خدمت پدر خود شيخ عطا اللّه گذرانيده و صرف و نحو از بعضى اساتذهء عصر تحصيل نموده و خطّ نستعليق و شكسته و ثلث درست مىنوشت . پس از آن سرى به شاهجهانآباد كشيد و به خدمت مير افضل ثابت مشق سخن نمود ؛ و بعد وفاتش از نظر شمس الدّين فقير اشعار خود مىگذرانيد و مدّت دراز به رفاقت نوّاب شيرافكن خان باسطى و سالى چند با نوّاب