در چمن بودم كه باد آورد از زلفت خبر * همچو سنبل خاطر خود را پريشان يافتم
* * *
چون سايه همرهيم به هرجا روان شوى * شايد كه رفتهرفته به ما مهربان شوى
[ 407 ] [ ابو طالب كليم همدانى ]
صاحب فكر مستقيم ، ابو طالب كليم ، كه اصلش از همدان است و در كاشان اقامت داشته ، رنگبخش گلستان سخن است و عندليب چمنستان اين فنّ . طبع بلندش طالب مضامين رنگين و فكر نزاكتپسندش متلاشى خيالات دلنشين . وادى اقسام نظم را به گام فصاحت طىّ نموده و در مراتب سخن به خوشكلامى گوى سبقت ربوده . در آغاز شباب به عهد جهانگيرى وارد هندوستان گشته ، با ارتباط شاه نواز خان بن ميرزا رستم صفوى بهرهاندوز فوائد گرديده ، مراجعت به ايران نمود و زياده از دو سال در ولايت نمانده . باز عنان عزيمت به جانب هند منعطف ساخت و چندى به رفاقت ميرجملهء شهرستانى پرداخت . آخر به ظلّ عاطفت شاه جهان جا گرفت و به نوازشات شاهى كارش ترقّى پذيرفت ؛ و در جلدوى نظم مدحيّه به اوقات مختلفه در تقاريب جشن نوروز و غير ذلك و توصيف تخت طاوسى به ميزانسنجى و عطاى صلات نمايان جمعيّت فراوان به هم رسانيد و به عنايات خطاب ملكالشّعرايى ممتاز زمان و محسود اقران گرديد ؛ و در اواخر عمر به نظم فتوحات شاهجهانى مأمور گشته ، به تقرّر سالانه از پيشگاه شاهى و انزواى در كشمير دلپذير دستورى يافت . وقتى خواندگار روم به اعليحضرت نوشته كه خطاب شاهجهانى با وجود سلاطين روزگار صادق نمىآيد . شاه جهان در جواب آن متأمّل بوده ، ابو طالب كليم به عرض رسانيد :
هند و جهان ز روى عدد چون يكى بود * بر شاه ما خطاب ازاينرو مبارك است