تا گفتهام در گلستان وصف دهان تنگ تو * يك غنچه از طرف چمن خنده نمىآيد برون
* * *
كاتبى ! چون رسيد مژدهء قتل * باش خندان چو شمع تا كشتن
* * *
بگذشت در هواى تو عمر دراز من * بنگر نياز و سر مكش ، اى سرو ناز من !
* * *
مردم چو شمع و يكنفسم نامدى به سر * بر باد بود اينهمه سوز و گداز من
* * *
خنجر عشق خون من ريخت به خاك پاى تو * راى تو بود كشتنم ، كشته شدم براى تو
* * *
سحر چنين به كجا مىرسى شراب زده ؟ * كه تاب عارضت آتش به آفتاب زده
قصيدهء التزام شتر و حجره كه گفته ، اين چند بيت از آن است :
مرا غميست شتر بارها به حجرهء تن * شتردلى نكنم ، غم كجا و حجرهء من ؟
چه نقش اسب و شتر بر جدار حجره كشى * شتر مبند كه اين حجره نيست جاى وطن
كجا برى شتر و حجره در دمى كه بود * شتر جنازه ، زمين حجره ، رخت حجره كفن
شتر به هرزه مران ، ياد كن ز حجرهء گور * كه حجره چون شتر مست باز كرده دهن
مبند بر شتر حرص رخت حجرهء جسم * كه رخت حجره گران است و اشتر آبستن
[ 406 ] [ محمّد قاسم كاهى بخارايى ]
نكتهسنج خوشمقالى ، محمّد قاسم كاهى ، از سادات ميان كمال كه خطّهاى است ما