تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
سرخوشم از جام عشق و فارغم از محتسب * من نه آن رندم كه باشد از كسى پروا مرا
* * *
كى توانم از تماشاى قد جانان گذشت * راست مىگويم سخن از راستى نتوان گذشت
* * *
چون ز عكس عارضت آيينه برگ گل شود * گر در آن آيينه طوطى بنگرد ، بلبل شود
* * *
كاهى ! به گوش زنده‌دلان نغمه‌اى رسان * ز آن پيشتر كه بانگ برآيد ، فلان نماند
* * *
نپندارى كه عاشق از جفا بر دل غمى دارد * وفا هرچند خوش باشد ، جفا هم عالمى دارد
* * *
بلبل اگر نمرد ز خار جفاى گل * بهر چه شد بنفشه به گلشن كبودپوش
* * *
در ملاحت‌هاى خطوخال آن لب نيست شك * هرچه در كان نمك افتد ، شود آخر نمك
* * *
تا ز مستى چاك كردى در گلستان پيرهن * غنچه را چاك گريبان تا به دامان يافتم
* * *