با دل غمزده هر سو كه روم مىآيد * سايهسان از پى من زلف گرهگير كسى
* * *
كن بر سر تابوتم يك جلوه به رعنايى * اى در لب لعل تو اعجاز مسيحايى !
[ 402 ] [ محمّد قدرت اللّه گوپاموى ]
آوارهء صحراى غربت ، محمّد قدرت اللّه متخلّص به قدرت ، كه نسبش بيست و سه واسطه به قاسم بن محمّد بن امير المؤمنين ابى بكر صدّيق - رضى اللّه تعالى عنه - كه از فقهاى سبعهء مدينه بوده و سلسلهء نقشبنديّه به ذات شريفش منتهى مىشود ، مىرسد .
اسلاف راقم اوراق از بلاد عرب سرى به ممالك هند كشيدند و رفتهرفته به بلدهء قنوج رنگ اقامت ريختند و از آنجا يكى از اجداد اين حقير اواخر سلطنت غوريه در گوپامو من متعلّقات دار الحكومت لكهنو مضاف صوبهء اخترنگر اود طرح سكونت انداخت و با شرفاى آنجا به ارتباط و همنسبتى پرداخت . حكام عصر نظر به تقوى و صلاح و ديانت و امانت او را به نيابت صدارت برگزيدند و به تقرّر معاش معقول از پيشگاه سلاطين به اهتمام خدمت مذكور مأمور گردانيدند . پس از آن خواجه پهول نوادهء او كه به اوصاف حميده و روش پسنديده مقبول دلها بوده و به اتباع شريعت و طريقت يكتا و از جناب قطب العالم حضرت شيخ سعد الدّين خيرآبادى - قدّس سرّه - خرقهء خلافت داشت ، به همان وتيره به كمال عزّت و احترام گذرانيد ، و بعد وفاتش پسر اكبرش مولوى شاه عبد الرّحيم كه به حليهء فضائل و كمالات آراسته بود ، چنانچه فتاوى مجمع المسائل از تصانيف اوست ؛ و با وجود ابتلاى خدمت مسطور در زمرهء خلفاى حضرت بندگى نظام الدّين اميتهوى - قدّس سرّه - عزّ امتياز داشته ، به عنوان پدر بزرگوار به اطوار