به زير تيغ جلّادى اگر صد بار بنشينم * از آن بهتر كه در بزم تو با اغيار بنشينم
* * *
خواهم آيينه به بزم تو رسيدن ندهم * رشك بنگر كه تو را سوى تو ديدن ندهم
الفتم بين كه پس از كشته شدن هم به زمين * خون خود از دم تيغ تو چكيدن ندهم
* * *
چه كنم گر نزنم شيشهء طاقت بر سنگ * بادهء عيش به جام دگرى مىبينم
* * *
چسان بر فرش ديبا دور از آن گلگون قبا افتم * كنون آن به كه بر خاك از غمش چون نقش پا افتم
چو آبى كز دل فوّاره در گلشن برون آيد * من بىدست و پا هردم ز جا خيزم ، ز پا افتم
* * *
هجر تو كرده بود سيه روزگار من * عمر اجل دراز ! كه آمد به كار من
* * *
هر صبحدم كه نور ببارد ز آسمان * ياد آيدم گشودن بند قباى تو
* * *
در ره عشق دلم شد هدف تير كسى * زخم من به شدنى نيست ز تدبير كسى
چه كنم ؟ آه ، چسان كشته نگردم ؟ كه خدا * خون من كرد حلال دم شمشير كسى