تمام داشت ، مناسب وقت نانگاشته ، به حضور طلب داشته ، مهاراجه جسونت را به صوبهدارى اجين مأمور ساخت . به وقوع اين فتور الويه عزيمت شاهزاده اورنگزيب ظاهرا به ادراك ملازمت ولىنعمت و باطنا به ارادهء انتزاع سلطنت از برهانپور سمت مستقر الخلافت اكبرآباد سر برافراخت و به مقابلهء مهاراجه جسونت ذو الفقار خان داد تهوّر و دلاورى داده ، او را از پيش برداشت . چون ارادهء شاهزاده ظفر آماده به جانب مستقرّ الخلافت به مسامع اجلال اعليحضرت رسيد ، رأى امراى پادشاهى بر آن قرار گرفت كه خود به دولت به مقابله برآيند . در اين صورت اغلب كه نوبت به جدال و قتال نرسد ، چه آن طرف هم بيشتر از بندهاى پادشاهىاند ، احتمال است كه بر روى ولىنعمت شمشير نكشند . امّا دارا شكوه به مقتضاى خودسرى اين امر را سهل دانسته ، مىخواست كه به ذات خود مرتكب امر جدال شود . به ملاحظهء اين حال امرا سكوت ورزيدند و پس از مقابلهء افواج طرفين كه هنگامهء حرب و ضرب اجانبين گرمى پذيرفت و اكثرى از سرداران لشكر دارا شكوه قدم به باديهء عدم نهادند ، خود راه فرار پيش گرفت .
در آن زمان ظاهر شد كه مناسب همان تجويز سابق بود ، فأمّا چه فايده . معهذا اعليحضرت پيش خانه برآوردند . بعد از خرابى بصره اگر خود به دولت هم برمىآمدند ، چه سود مىبخشيد . در اين عرصه به كرّات و مرّات از طرف اعليحضرت پيام مصالحت معرفت فاضل خان خان سامان رسيده و هم خواهر كلان اورنگزيب از جانب پدر بزرگوار بنا بر طى اين مقدّمهء پرآشوب قدمرنجه فرموده ، اورنگزيب اعراض از آن كرده ، عذر حضوررسى تا انفراغ مقدّمهء دارا شكوه به ميان آورد ؛ و در هنگامى كه ظاهر مستقر الخلافت مخيم عالمگير گشت ، آمدوشد نامه و پيام و درخواست ملاقات و اصرار در طلب از طرف اعليحضرت و اظهار تمنّاى پابوس و ترقيم معذرتها از اين سو پرتو ايضاح انداخت . شاهزادهء فتح نصيب به سبب توهّمات به ادراك شرف ملازمت والد ماجد مىانديشيد . اعليحضرت نظر بر حزم و احتياط به استحكام برج و بارهء قلعه
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 604
مساهمون: محمد قدرت الله گوياموى
ص٦٠٤