از اوست :
خدا به شكوه زبان من آشنا نكند * من و شكايت آن بىوفا ؟ خدا نكند !
* * *
باكم از كشته شدن نيست ، از آن مىترسم * كه هنوزم رمقى باشد و قاتل برود
[ 396 ] [ محمّد قاسم مشهور به ديوانهء مشهدى ]
سخنسنج فرزانه ، محمّد قاسم ، مشهور به ديوانه ، كه اصلش از مشهد است ، در ريعان شباب به اصفهان رفته به كسب كمال پرداخته و در حلقهء تلامذهء ميرزا صائب درآمده ، در اقران خود سر به اعتبار افراخت . آخر سرى به هند كشيد و در دار الخلافت شاهجهانآباد اوسط مائة حادى عشر راهى دار جاودانى گرديد . از كلام شورانگيز اوست :
بوى گل در جنبش آرد سرو بالاى تو را * شوخى رنگ حنا خارد كف پاى تو را
* * *
در وادىاى كه كشتهء عشق تو خاك شد * چون ابر هر غبار كه برداشت ، ناله داشت
* * *
در سينهء ما دل ز طپش در تبوتاب است * از گرم روى آهوى اين دشت كباب است
* * *
اگر در كوه تابد آتشم ياقوت تر گردد * به دريا گر بريزد ، خاك من آب گهر گردد
* * *
لبش مكيدم و خاموش آرزويم كرد * كبودى لب او سرمه در گلويم كرد
* * *