مراجعت در قصبهء خبرجرد كه از متعلّقات جام است ، رنگ اقامت ريخت . فرقىاند كه خود را از مريدانش مىشمارند و اكثرى از آن در گرداب اباحت درافتادند ، چونكه مستغرق درياى توحيد بود و التفات به حالشان نداشت . شايد همين وجه كجروى آنها بوده باشد و دامن ذات شريفش از آلايش اينهمه مكروهات پاك بود .
آخر الأمر در سنهء سبع و ثلاثين و ثمانمائه به دار آخرت خراميد . ديوان اشعارش متضمّن رموز توحيد و عرفان است . اين چند بيت از آن اختيار افتاد :
ره به بيابان است و شب تاريك و پايم در گل است * عشق و بيمارى و غربت ، مشكل اندر مشكل است
ناصح از درد دل ما كى خبر دارد ؟ كه ما * در ميان موج درياييم و او در ساحل است
* * *
سخن بلند شد ، اكنون بلند مىگويم * كه خاطرم به هواى بلندبالايى است
رباعى
روى تو اگرنه در مقابل بودى * كارم ز غم فراق مشكل بودى
دل با تو و ديده از جمالت محروم * اى كاش كه ديده نيز با دل بودى
[ 390 ] [ مير شاه قوام الدّين اصفهانى ]
صاحب طبع متين ، مير شاه قوام الدّين ، كه از سادات اصفهان است ، در عهد دولت شاه اسماعيل صفوى به عهدهء صدارت قيام داشت . در عشرهء خامس بعد مائة تاسع دار فنا را گذاشت . اين بيت از او به نظر رسيد :