- قدّس سرّه - يافتهام و مصلّاى من و عصا و نعلين چوبين به شيخ فريد الدّين مسعود سپارند فقط ؛ و در سنهء ثلث و ثلاثين و ستّمائة طاير روح پرفتوحش به گلشن قدس آرميد . از كلمات طيّبات اوست :
اى به گرد شمع رويت عالمى پروانهاى ! * وز لب شيرين تو شوريست در هر خانهاى
من به چندين آشنايى مىخورم خون جگر * آشنا را حال اين است ، واى بر بيگانهاى !
قطب مسكين گر گناهى مىكند ، عيبش مكن * عيب نبود گر گناهى مىكند ديوانهاى
[ 389 ] [ سيّد معين الدّين قاسم انوار تبريزى ]
محرم خلوتكدهء اسرار ، سيّد معين الدّين قاسم انوار ، كه اصلش از تبريز است و نسب شريفش به امام موسى كاظم - عليه و على آبائه الصّلاة و السّلام - مىرسد ؛ و وى در مبادى حال مريد شيخ صدر الدّين موسى ، خلف شاه صفى الدّين اردبيلى بوده و پس از آن صحبت شيخ صدر الدّين على يمنى كه از خلفاى شيخ اوحد الدّين كرمانى بود ، دريافت و به حلقهء ارادتش درآمده ، فيضها يافت و مدّت العمر در اشتغال سلوك به مجاهدات نمايان پرداخت و در عهد شاهرخ ميرزا متوجّه خراسان گشته ، در هرات به ارشاد خلايق مشغول گرديد و در كمتر مدّتى از خاصّ و عامّ آنجا به سلك مريدانش درآمدند ، از آنجا كه سيّد به كمال استغنا با شاه و شاهزادگان پيش مىآيد ، شاهرخ ميرزا يكگونه رنجشى به هم رسانيد ، اخراجش از آن ديار پيش نهاد خاطر ساخت و سيّد به ماوراءالنّهر شتافت و چندى در سمرقند به نهايت عزّت و احترام گذرانيد و هنگام