تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
و له
آن روز كه كردند شمار من و تو * بردند ز دست اختيار من و تو فارغ بنشين كه كارساز دوجهان * پيش از من و تو ، ساخته كار من و تو

[ 372 ] [ ابو تراب فرقتى جوشقانى ]

دلدادهء سخن‌دانى ، ابو تراب فرقتى جوشقانى ، كه مولدش كاشان است ، و از بهره‌اندوزان محفل شاه‌عبّاس ماضى بوده و با نكته‌سنجان عصر هم‌داستان . يك قطعه طبع زاد خود به صادقى بيگ نقّاش اصفهانى فرستاده ، التجاى تجويز تخلّص نمود . صادقى بيگ هم قطعه‌اى در جواب نگاشته ، از چهار تخلّص مجوّزهء خود ايما ساخت . از آن جمله « فرقتى » اختيار كرد . چون در آن چهار تخلّص يكى كليم بوده ، گفتند : چرا كليم تخلّص نكردى ؟ گفت : مبادا كه ظريفان كليم جوشقانى خوانند . آخر الأمر در سنهء ستّ و عشرين و ألف از دار فانى فرقت پسنديد . از اوست :
خون تراوش مىكند از چاك‌هاى سينه‌ام * طفل اشكم باز گم كرده است راه خانه را
* * *
مجنون تو را عار ز عريانى تن نيست * پروانهء پر سوخته محتاج كفن نيست
* * *
سياه‌بختى از آن بيشتر نمىباشد * كه مجلس دگران روشن از چراغ من است
* * *
ز بىتابى بسى شب‌گرد كويت تا سحر گشتم * سحرگه چون دعاى بىاثر نوميد گشتم