كو دل كه ز تيغ تو در آن چاك نيفتد * كو سر كه ز شمشير تو بر خاك نيفتد
* * *
فيضى كجا و قطع نظر از بتان هند * از كافر آفتابپرستى نمىرود
* * *
دامان فتنه برزده از بهر قتل من * طفلى كه از حجاب به رخ آستين نهد
* * *
منكر خاكنشينان مشو ، اى نكتهشناس ! * كس نداند كه به هر ذرّه چهها بخشيدند !
* * *
برآر قاصد شوق از بغل برون كاغذ * كه ديدهام به رهت شد سپيد چون كاغذ
فراقنامه ز غم مىنويسم ، آن بهتر * كه خون بگريم و رنگين كنم ز خون كاغذ
حديث بلبل و گل كى توان تمام نوشت * اگر ز برگ گلستان شود فزون كاغذ
* * *
روز هجران ز آتش دل مىنهم بر سينه داغ * بسكه روزم شد سيه ، روز مىسوزم چراغ
* * *
خوش آن زمان كه يكى بود خانهء من و تو * نبود راه جدايى ميانهء من و تو
رباعيات
عاشق كه غم از جان خرابش نرود * تا جان بود از تن تب و تابش نرود
خاصيّت سيماب بود عاشق را * تا كشته نگردد ، اضطرابش نرود