[ 369 ] [ مولانا فدايى لاهيجى ]
دلباختهء نكتهسنجى ، مولانا فدايى لاهيجى ، كه از اكابر طبقهء نوربخشيّه است ، ولادتش در شيراز جلوهء ظهور يافته و همانجا به تحصيل كمالات كوشيده و در زمان شاه اسماعيل صفوى اعتبار پيش از بيش به هم رسانيده ؛ و در سنهء سبع و سبعين و تسعمائه جادهء هستى پيچيده . اين چند رباعى از طبع سليم اوست :
گر چشم گشايم به جمال تو ، خوش است * ور ديده ببندم به خيال تو ، خوش است
هيچ از تو بهجز فراق تو ناخوش نيست * و آن نيز به امّيد وصال تو خوش است
و له
خواهم كه چو پيراهن گلفرسايت * در جامهء جان كشم قد رعنايت
گه بوسه زنم چو آستين بر دست * گه سر بنهم چو دامن اندر پايت
و له
بازآى كه در سوز و گدازم بينى * بيدارى شبهاى درازم بينى
نىنى غلطم كه خود فراق تو مرا * كى زنده گذارد كه تو بازم بينى ؟
[ 370 ] [ امير فارغى شيرازى ]
سرگرم نظمپردازى ، امير فارغى شيرازى ، كه در علوم عربيّه استعداد شايسته داشت و به علم جفر مهارت بايسته ، دوباره به هند برخورد و به سلك ملازمان اكبر پادشاه سرمايهء عزّت و اعتبار اندوخته ، به فراغ خاطر مىگذرانيد ؛ و اوايل مائة حادى عشر درگذشت . از اوست :