تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
در كنف حمايت رأفتش جا داشتند و از خوان نعمتش بهرهء وافى مىبرداشتند . كتب معتبره مثل تفسير حسينى و نفحات الانس و تذكرهء دولت‌شاهى به نام والايش در عرصهء تأليف درآمده ، در چارسوى عالم اشتهار گرفت و از دست جود و سخايش امور حسنهء خيرات زاكيات و تعمير عمارات و رباطات و غير ذلك جلوهء ظهور پذيرفت ؛ و با وصف اشتغال مهمّات كه داشته ، از طبع بلند در تركى و فارسى تأليفات گذاشته ، و در سنهء ستّ و تسعمائه به فردوس برين خراميد . از كلام بانظام اوست :
اى شب غم ! چند دور از روى يارم مىكشى * زنده مىدارم تو را ، بهر چه زارم مىكشى ؟
اين دو رباعى كه هنگام سفر حجاز و حين مراجعت از مولانا جامى نگاشته :
رفتى كه چو آفتاب يكتا باشى * وز پرتو نور عالم‌آرا باشى ناشاد گروهى كه تو زيشان سيرى * آباد ديارى كه تو آنجا باشى
و له
انصاف بده ، اى فلك مينافام ! * زين هر دو كدام خوب‌تر كرد خرام ؟ خورشيد جهان گرد تو از مطلع صبح ؟ * يا ماه جهان‌تاب من از جانب شام ؟

[ 367 ] [ بابا فغانى شيرازى ]

عندليب گلستان سخن طرازى ، بابا فغانى شيرازى ، كه در مهارت فنون سخن يگانه ، به جوش كلامى ممتاز زمانه بوده ، صاحب ذوق است و اشعارش سراسر شوق . از شيراز متوجّه تبريز گشته ، به ملازمت سلطان يعقوب بن حسن بيگ رسيد و مورد مراحم خسروى شده ، به خطاب بابايى امتياز اندوخت ، و پس از فوت سلطان يعقوب به خراسان عطف عنان نموده . در ابيوردون كه از بلاد خراسان است ، سكونت گرفت و با