تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
زر را همان وقت به حمامى داد و هجو سلطان به رقم درآورد كه در عالم اشتهار دارد . اين چند بيت از آن است :
ايا شاه محمود كشورگشاى ! * ز كس گر نترسى ، بترس از خداى كه بىدين و بدكيش خوانى مرا * منم شير نر ، ميش خوانى مرا مرا سهم دادى كه در پاى پيل * تنت را بسازم چو درياى نيل نترسم كه دارم ز روشن‌دلى * به دل مهر آل نبى و على بسى رنج بردم در اين سال سى * عجم زنده كردم بدين پارسى جهان كرده‌ام از سخن چون بهشت * كزين پيش تخم سخن كس نكشت بسى تاج‌داران گردن‌كشان * كه دادم يكايك از ايشان نشان همه مرده از روزگار دراز * شد از گفت من نامشان زنده باز يكى بندگى كردم ، اى شهريار ! * كه ماند ز تو در جهان يادگار پىافكندم از نظم كاخ بلند * كه از باد و باران نيابد گزند بدانديش را روى نيكى مباد * سخن‌هاى نيكم به بد كرد ياد بر پادشه صورت زشت كرد * فروزنده اختر چو انگشت كرد اگر شاه را شاه بودى پدر * مرا برنهادى به سر تاج زر دگر مادر شاه‌بانو بدى * مرا سيم و زر تا به زانو بدى چو اندر تبارش بزرگى نبود * نيارست نام بزرگان شنود چو سى سال بردم به شهنامه رنج * كه شايد ببخشد به پاداش گنج مرا زين جهان بىنيازى دهد * ميان يلان سرفرازى دهد به پاداش من گنج‌ها برگشاد * به من جز بهاى فقاعى نداد ز بداصل چشم بهى داشتن * بود خاك در ديده انباشتن جهان را چنين است آيين و ساز * كه سازد فرومايه را سرفراز
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 565 | محمد قدرت الله گوياموى