تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
نماز نخواند كه از مدّاحين مجوس بوده . همان شب در واقعه ديد كه فردوسى به فردوس برين مقامات عالى دارد . از او پرسيد كه « منشاء اين‌همه مدارج چيست ؟ » . گفت : « صلهء بيتى است كه در توحيد گفتم :
جهان را بلندى و پستى تويى * ندانم چه‌اى ، هرچه هستى ، تويى »
اين چند بيت از كلام بلاغت نظام اوست :
بيا بگوى كه پرويز از زمانه چه خورد ؟ * برو بپرس كه كسرى ز روزگار چه برد ؟ گران گرفت ممالك ، به ديگران بگذاشت * در اين نهاد خزاين به ديگران بسپرد
رباعى
تا چند نهى بر دل خود غصّه و درد * تا جمع كنى سيم سپيد و زر زرد ز آن پيش كه گردد نفس گرم تو سرد * با دوست بخور كه دشمنت بايد خورد
لفّ و نشر مرتّب
به روز نبرد آن يل زورمند * به شمشير و خنجر ، به گرز و كمند بريد و دريد و شكست و ببست * يلان را سر و سينه و پا و دست
و قصّهء يوسف و زليخايى كه در بحر شاهنامه به نظم درآورد ، اين بيت از آن به نظر رسيد :
به دنبال چشمش يكى خال بود * كه چشم خودش هم به دنبال بود

[ 366 ] [ امير نظام الدّين على شير فانى ]

ركن ركين سلطنت و جهانبانى ، امير نظام الدّين على شير ، متخلّص به فانى ، كه به وزارت سلطان حسين ميرزا كه از احفاد امير تيمور گوركانى است ، عزّ امتياز داشت و نظر به رفاه خلايق و انجاح مرام خاصّ و عامّ مىگماشت . ذات والاصفاتش به كسوت فضائل و كمالات آراسته بود و به حليهء اخلاق حميده و اوصاف پسنديده پيراسته . علماى نامدار
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 567 | محمد قدرت الله گوياموى