تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
به شوقش لخت دل ديوانهء چشم * چراغان ديده شد در خانهء چشم به يادش شور بلبل رنگ بسته * نمكدان‌ها به زخم گل شكسته
در مناجات
الهى ! از غمت خون در جگر كن * سرشك آباد چشم آبادتر كن دلى چون غنچه الفت خانهء ريش * به رنگ لاله داغ آتش خويش دلى ده همچو گل در خون نشسته * دلى چون خاطر بلبل شكسته دلى پروردهء آغوش محشر * قيامت زاده‌هاى آه در بر
در خاتمهء داستان مكتب‌نشينى شاهد
مرا روزى به دل شوق آشنا شد * كتاب صبر را شيرازه وا شد به امّيد تماشاى نگارى * نمودم جانب مكتب گذارى برآمد بر در مكتب خروشم * كه من سىپارهء پارهء دل مىفروشم به گوش شاهد آمد نالهء من * بغل پروردهء تب‌خالهء من مرا از مهربانىها درون خواند * خرد از همرهى بيرون درماند ز سر پا كرده رفتم يك‌قدم پيش * بلاگردان لطف طالع خويش بگفتا : پيشتر آ ، پيش رفتنم * تكلّف بر طرف از خويش رفتم ز دست من به صد اعزاز برداشت * غلط كردم ، به چندين ناز برداشت به مهر اوّل غبارش را برافشاند * پس آنگه سورهء اخلاص برخواند پسندش كرد و گفتا من خريدار * بگفتم : گر شود طالع مددگار بگفتا : قيمتش ، گفتم : نگاهى * بگفتا : كمترك ، گفتم كه : گاهى بگفتا : يافتم ، زين پيش مخروش * مبادا بشنود آخوند ، خاموش
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 559 | محمد قدرت الله گوياموى