تأليفات اوست . آخر كار اواخر مائة حادى عشر نقد حياتش به غنيمت دست اجل درآمد .
از طبع لطيف اوست :
نگردد قطع هرگز جادهء عشق از دويدنها * كه مىبالد به خود اين راه چون تاك از بريدنها
به ياد داغهاى كهنه دل دارد تماشايى * بود طاوس را سير چمن برگشته ديدنها
* * *
نظر به روى كه شد آشنا كه مىگردد * به گرد خويش چو گرداب ديدهء تر ما
* * *
تو رفتى و نمك خوان ديگران شدهاى * كباب دل شد از اين ميزباننوازىها
* * *
ازبس خيال من شده لبريز جلوهاش * هرجا كه سر به سجده نهم ، نقش پاى اوست
* * *
يار آمد آن زمان بر سر كه در تن جان نماند * بخت شد بيدار هنگامى كه ما را خوب برد
* * *
بوسهء بىادبم آنقدر آورد هجوم * كه لب لعل تو را فرصت دشنام نبود
اين چند بيت از مثنوى او ثبت افتاده ، در حمد گويد :
به نام شاهد نازكخيالان * عزيز خاطر آشفتهحالان
ز مهرش سينهها جولانگه برق * دل هر ذرّه در جوش أنا الشّرق
جگرسوزى چراغ خانهء او * طپشها شوخى پروانهء او