[ 352 ] [ مولوى سيّد محمّد عبد الودود نقوى عاشق اللهآبادى ]
نقّادهء دودمان مرتضوى ، مولوى سيّد محمّد عبد الودود نقوى ، متخلّص به عاشق ، كه اصلش از بلدهء كره من مضافات صوبهء اللهآباد است ، يكى از اجداد امجادش به تقريب تقرّر جاگير به طريق تمغا در ضلع بردوان كه از توابع بنگاله است ، وارد گشته ، همانجا رخت اقامت انداخت و به تعليم احكام دينيه مىپرداخت .
الغرض ، اسلافش صاحب فضل و كمال شده ، آمدهاند و در خاندان عالىشأن ايشان تا حال سررشتهء درس و تدريس جارى است ؛ چنانچه ، والد ماجد معزّى إليه عهدهء تدريس مدرسهء عاليّهء دار الحكومت كلكته داشت و اكثرى از ذات بابركاتش فيضها برداشتند .
بالجمله ، مولوى ممدوح در مدرسهء كلكته به خدمت مولوى امين اللّه مدرّس به تحصيل كمالات كوشيد و در علوم عقليّه و نقليّه استعداد شايسته به هم رسانيد و از آنجا در زمان قاضى القضاتى مولوى محمّد قاسم مرحوم از وطن مألوف فايز مدراس گشته ، بعد چندى به وساطت مرحوم به افتاى ضلع كتور مأمور گرديد و پس از آن به حسن لياقت به قضاى داير و ساير ترچناپلى مقرّر شده و چند سال همانجا به فرط بلندنامى گذرانيد . پستر به مقتضاى كمالات ذاتى و صفاتى قامت شريفش به خلعت عهدهء بزرگ افتاى صدر آرايش يافت ، و إلى يومنا هذا به خدمت موصوفه اشتغال دارد . ذات والاصفاتش به كلّيهء فضل و كمال آراسته است و به زيور اوصاف حميده و روش پسنديده پيراسته ؛ به شميم خلق عميمش دماغ خويش و بيگانه معطّر و به حسن كردار و لطف گفتارش عالمى مسخّر . هرچند شاعرى دون مرتبهء فضل و كمال اوست ، فأمّا گاهگاهى بنا بر ضيافت طبع به فكر سخن مىگرايد . بيتى چند از ديوانش در اين صفحه اختيار افتاد :
آتش انتظار سوخت مرا * چه بلاييست آشنايىها