مگو رسواى عشق از طعنهء عالم غمى دارد * كه عاشق گشتن و رسوا شدن هم عالمى دارد « 1 »
هامش
( 1 ) . عبارات زير گويا افزودهء كاتب است :
اين يك بيت از اين درويش معروف به سيّد على درويش طهرانى است ، در جزيرهء بمبئى هندوستان ، اوّل ماه صفر 1327 .سرپنجه قضا و قدر كار خويش كرد * از بيش بيشتر دل ما ريشريش كرد( بيش : زهرى است كه اگر به شاخ گاوميش بمالند از پستانش خون جارى مىشود ) .