اواخر مائة ثانى عشر دار فانى را گذاشت . اين چند بيت از اوست :
نكهت روضهء رضوان و پيام تو يكى است * دم جانبخش مسيحا و كلام تو يكى است
ناز رفتار تو نزديك به مرگم سازد * رفتن عمر من و طرز خرام تو يكى است
بنشين كز سر ما شور قيامت برخاست * فتنه بر پا شدن حشر و قيام تو يكى است
روز نوروز شود چون تو برآيى بر بام * مطلع صبح بهار و لب بام تو يكى است
هركه احوال مرا ديد گرفتار تو شد * سينهء چاك من و حلقهء دام تو يكى است
كى ز دست تو برد جان به سلامت عزّت ؟ * دست بردن به سر تيغ و سلام تو يكى است
[ 349 ] [ نور الدّين محمّد خان عاصى ]
پسنديدهء ادانى و اقاصى ، نور الدّين محمّد خان ، متخلّص به عاصى ، كه از ملازمين سركار والاجاهى بود و به موزونى طبع مضامين رنگين مىبست و تلاش نيكو داشت ، اواخر مائة ثانى عشر درگذشت . اين دو بيت از كلامش به نظر درآمد :
تا به ميخانه نشت من و توست * دور پيمانه به دست من و توست
جلوهء توست در آيينهء دل * مشكن دل كه شكست من و توست