مستزاد
پيمانه به بوسهء لبان تو رسد * اى عشوهء پناه !
هم پنجه به هله تا ميان تو رسد * دستم كوتاه
خميازه كشم من و كمان همدوشت * از رشك خمم
من سوزم و قليان به دهان تو رسد * اللّه اللّه
[ 347 ] [ مير قاسم خان عاشق اكبرآبادى ]
شيرازهء صحيفهء نيك نهادى ، مير قاسم خان اكبرآبادى ، كه « عاشق » تخلّص مىكند ، نسبش به مخدوم اعظم كه از مشاهير مشايخ ماوراءالنّهر است ، منتهى مىشود . پدرش خواجه عبيد اللّه خان در زمان محمّد شاه پادشاه ديوان صوبهء مالوه بود . بعد عزل دامن دولت نوّاب آصفجاه گرفت و با اعتبار به سر مىبرد . بعد وفاتش مير قاسم خان نيز به ظلّ مكرمت آصفجاهى درآمد و چندى به ميرسامانى سركار معزّز بوده و پس از رحلت نوّاب با نظام الدّوله ناصر جنگ شهيد به عزّت مىگذرانيد . پستر در عهد نوّاب امير الممالك از اورنگآباد به شاهجهانآباد شتافت و همانجا رنگ توطّن ريخت ؛ و اواخر مائة ثانى عشر درگذشت . از اوست :
پيش من چون مى نباشد ميرم از درد خمار * شيشه چون خالى شود ، پر مىشود پيمانهام
[ 348 ] [ شيخ فقيه الدّين عزّت لكهنوى ]
ناظم با خبرت ، شيخ فقيه الدّين عزّت ، كه از شرفاى پركنه اميتهى ، من متعلّقات دار الحكومت لكهنو است ، مرد باوقار و پسنديده كردار بود و بر جادّهء قناعت قيام داشت .