تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
پر كن قدحى كه زود خواهى ديدن * خالى به كنار اين چمن جاى همه

[ 344 ] [ عارف الدّين خان عاجز اورنگ‌آبادى ]

عارف رموز سخن ايجادى ، عارف الدّين خان عاجز اورنگ‌آبادى ، كه اصلش از بلخ است . پدرش در زمان عالمگير پادشاه وارد هند گشته ، به وساطت نوّاب فيروز جنگ ، والد ماجد آصف‌جاه ، به حصول منصب شايسته از پيشگاه پادشاهى مفتخر گرديد و پيوسته با نوّاب ممدوح به خوبى مىگذرانيد . عارف الدّين خان در هند تولّد و نشو و نما يافته ، در مبادى حال به پيشهء نوكرى به سر مىبرد . آخر دست به دامن رفاقت سيّد شكر خان زد و به ذريعهء او منصب و جاگير و خطاب‌خانى از سركار آصف‌جاهى حاصل ساخت و بعد فوت سيّد موصوف به جاگيرى قليل قانع گشته ، گذران مىكرد . تا آنكه در سنهء سبع و سبعين و مائة و ألف مرضى صعب به وى رو نمود و از زندگانى دست شست . به ميرزا معزّ الدّين اصفهانى كه با وى مربوط بود ، گفته فرستاد كه بعد وفات من به فكر تاريخ بايد پرداخت . ميرزا از راه ظرافت با او گفته : اگر چنين است خود كه مورّخ خوبند ، چرا فكر تاريخ كرده ، عازم سفر آخرت نمىشوند ؟ گويند كه به مجرّد اصغاى اين سخن متبسّم شده ، عدد نام خود با تخلّص كه عارف الدّين خان عاجز باشد ، جمع نمود . يك عدد از آن سال زياده برآمد . با خود گفت : چه خوش باشد اگر اجل يك سال مهلت دهد . از آنجا كه سالى از ايّام موعود باقى بوده ، به حكم الهى شفا يافته ، در سنهء ثمان و سبعين و مائة و ألف وفات يافت ، و آن تاريخ برابر شد . اين چند بيت از اوست :
سوخت ياد آن لب مىگون دل بىتاب را * گشت آخر آتش ياقوت اين سيماب را
* * *
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 541 | محمد قدرت الله گوياموى