به يكپا ايستاده در چمن سرو * به اين آزادگىها بندهء كيست ؟
[ 341 ] [ شيخ على عظيم سهرندى ]
صاحب ذهن سليم ، شيخ على عظيم ، كه خلف ناصر على سهرندى است ، از طبع موزون به مهارت اقسام سخن دمساز است و كلامش بيشتر پر از سوز و گداز . در عهد سلطنت محمّد شاه پادشاه به فراغ خاطر زندگانى مىنمود و اوسط مائة ثانى عشر راه در بقا پيمود . اين چند بيت از اوست :
به غارت رفت ، يا خون گشت ، يا محو تماشا شد * خدا داند چه پيش آمد دل ديوانهء ما را
* * *
نى دمد جاى گيا از سر خاكم پس مرگ * بسكه در دل هوس ناله كشيدن باقى است
* * *
از بيابان عدم تا سر بازار وجود * به تلاش كفنى آمده عريانى چند
* * *
چه دهم شرح ز نيرنگ خودآرايى دل * پر طاوس بود چشم تماشايى دل
هركه شد محو تو از قبله ندارد خبرى * چون گهر ششجهت افتاد جبين سايى دل
* * *
برون از شهر وحشت گوشهء ويرانهاى دارم * چو مژگان در سواد چشم آهو خانهاى دارم