تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
صحبتش با هر خس و خارى چو آتش درگرفت * من به رنگ شعله از غيرت به خود خنجر زدم
* * *
گيرد نگه چشم تو شايد به كمندش * رم‌كرده‌تر از آهوى صحراست دل من
* * *
بياض گردنت از بوسه هرجا نقطه مىخواهد * به دستم ساعتى بسپار سير انتخابم كن
* * *
هركه بپرسد اين سخن : عمر دوباره چون شود ؟ * از بر ما دمى برو ، باز بيا كه همچنين

[ 337 ] [ احمد عبرت شاه‌جهان‌آبادى ]

ناظم خوش‌فكرت ، احمد عبرت ، كه در شاه‌جهان‌آباد سكونت داشته ، و به يمن صحبت ميرزا بيدل فيض‌ها برداشته . طبع رنگينش به نازك‌خيالى همرنگ و فكر متينش به خوش‌ادايى هم‌آهنگ ، و در فنون موسيقى هم به صورت دلكش مقامات ترنّم به خوبى طى مىنمود و در رباب‌نوازى نيز تردستى ، خوش‌لهجگى به قانونى دمساز بوده كه پردهء تكدّر از روى سامعين مىگشود . معهذا ، در بازيچهء هستى نرد استغنا مىباخت و بنا بر تمتّعات دنيوى به اهل دول نمىپرداخت . آخر الأمر در سنهء خمس و عشرين و مائة و ألف نغمه‌سنج بزم بقا [ شد ] « 1 » . اين چند بيت از خيالات اوست :
هامش
( 1 ) . به قياس افزوده شد .
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 532 | محمد قدرت الله گوياموى