تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
در تب از كم‌حرفى لعل تنك جوش توام * من كباب آتشم ، بسيار خاموش توام مىكنى يادم ولى يادت نمىآيد هنوز * مصرعه برجسته از خاطر ، فراموش توام طوق قمرى شوخى چشم پرى با من كند * اين‌قدر ديوانهء سرو قباپوش توام
* * *
دهان زخم را از ريزهء الماس پر كردم * به اين دندان لب تيغش گزيدن آرزو دارم به رنگ شعلهء جوّاله تا كى گرد خود گردم ؟ * چو برق آه خود بالا دويدن آرزو دارم
* * *
هنوز از گرمى شوق تو در دل آتشى دارم * كه رقصد چون شرر سنگ مزار از شيون خويشم
* * *
بلاگردان جولانت دل ديوانه‌اى دارم * به پاى سيل پاانداز نازت خانه‌اى دارم
* * *
دل نداريم كه تا پيش‌كش ناز كنيم * نفسى نيست در اين سينه كه آواز كنيم
* * *
آفتابى ز كمين دل ما جلوه نمود * همچو شبنم همهء غارت ديدار شديم
* * *
بس‌كه هجران تو خون نگذاشت در اعضاى من * سربه‌سر چون خارماهى خشك شد رگ‌هاى من تا شدم محو تماشايت نديدم ، خويش را * شد نهان در ديده‌ام چون شمع سرتاپاى من
* * *