تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
تن ز اشكم تا به گردن غرق آب استاده است * سر به روى او عيان همچون حباب استاده است
ناصر على حسن مطلع فىالفور به هم رسانيده جواب مدّعيان به اين عبارت ادا كرد :
اهل همّت را نشايد تكيه بر بازوى كس * خيمهء افلاك بىچوب و طناب استاده است
انتهى كلامه . آخر كار به عمر شصت‌سالگى در سنهء ثمان و مائة و ألف به سرمنزل اصلى جا گزيد و در جوار مزار مبارك سلطان المشايخ حضرت نظام الدّين - قدّس سرّه - مدفون گرديد . كلام فصاحت انضمامش در اطراف و اكناف عالم اشتهار دارد . بيتى چند از آن در اين اوراق سمت ايراد يافت :
ندارد حيرت دل تاب حسن بىحجابش را * كه باشد صافى آيينه شبنم آفتابش را به محشر حرف بىصوت است فرياد شهيدانش * نمىدانم كه داد اين سرمه چشم نيم‌خوابش را ؟ در اين صحرا كدامين تشنه‌لب جان داد ؟ حيرانم * كه از صد جا گريبان پاره شد موج سرابش را
* * *
آهوان طرز رميدن ز من آموخته‌اند * گردش چشم سياه كه نظر كرد مرا ؟
* * *
طبع خاموشان مكدّر مىشود از گفتگو * مىشود باد نفس بر دل غبار آيينه را
* * *