تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
فرداست كه دوست نقد فردوس به كف * جوياى متاع است و تهىدستى تو
و له
عرفى ! دم پيرى است قدم ديده بنه * هر گام كه مىنهى ، پسنديده بنه از عينك شيشه هيچ نگشايد ، هيچ * لختى ز جگر تراش و بر ديده بنه

[ 330 ] [ آقا على گيلانى ]

جليس بزم كامرانى ، آقا على گيلانى ، كه به حسن اخلاق اتّصاف داشت و گاه‌گاه به فكر شعر هم مىپرداخت . از اوست :
اميد بر دم شمشير قاتل است مرا * خدا نصيب كند آنچه در دل است مرا نه كعبه دانم و نى دير ، اين‌قدر دانم * به هركجا كه برد شوق منزل است مرا

[ 331 ] [ حسن بيگ تكلّو عتابى ]

شاعر خوش‌گو ، حسن بيگ تكلّو ، متخلّص به عتابى ، كه از ايران دو بار به هند آمد و در سنهء خمس و عشرين و ألف در اجمير به قتل رسيد . اين بيت از كلام اوست :
شهيد جلوهء يارم ، بس اين سعادت من * كه چشم حسرت صد زنده در قفاى من است

[ 332 ] [ مولانا عبد الكريم شاملو ]

صاحب طبع سليم ، مولانا عبد الكريم ، كه برادر انيسى شاملو است ، مرد خليق و فقير