تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
گر نخل وفا بر ندهد ، چشم ترى هست * تا ريشه در آب است ، اميد ثمرى هست
* * *
چگونه گريه نجوشد كه چشم حيرانم * به آفتاب قيامت مقابل افتاده است
* * *
بحر غم جمله كنار است گر از خود گذرى * كشتى اهل فنا منّت ساحل نبرد
* * *
دعاى بىاثرى دارم و هزاران جرم * مگر مرا به تهىدستى دعا بخشند
* * *
هوشم به نگاهى برد ، جانانه چنين بايد * يك جرعه خرابم كرد ، پيمانه چنين بايد
* * *
تمام آتشم و ناله بىاثر ، عرفى ! * فغان ، كه دوزخيان را اثر كجا باشد ؟
* * *
رهد آن كسى چو عرفى ز كمند آرميدن * كه ز غمزهء تو در خون نفسى طپيده باشد
* * *
چه گرمى است كه در سر شراب مىسوزد * چه آتش است كه در ديده آب مىسوزد
* * *
من از اين درد گرانمايه چه لذّت يابم ؟ * كه به اندازهء آن صبر و ثباتم دادند
* * *
زخمى شوق توام ، سينهء جوشان دارم * خانه در كوچهء الماس‌فروشان دارم
* * *
صد جا به كمند آمده بوديم در اين راه * چون برق ز بند همه جستيم و گذشتيم
* * *