تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
كرده ، در بغداد سنهء سبع و ثمانين و ستّمائة به صحبت شيخ نور الدّين عبد الرّحمن كرتى فايز گشت و بعد دو سال اذن ارشاد يافته ، به مجاهدات شاقّه پرداخت و به خانقاه سكاكيه مدّت شانزده سال مانده ، يك‌صد و چهل اربعين كشيد ؛ و به عمر هفتاد و هفت‌سالگى در سنهء ستّ ثلاثين و سبعمائة در برج احرار صوفىآباد به فردوس برين آرميد و در مقبرهء قطب زمان عماد الدّين عبد الوهّاب مدفون گرديد . اين رباعى از كلام اوست :
صد خانه اگر به طاعت آباد كنى * به ز آن نبود كه خاطرى شاد كنى گر بنده كنى ز لطف آزادى را * ز آن به كه هزار بنده آزاد كنى

[ 322 ] [ ابو القاسم حسن عنصرى بلخى ]

صدرنشين ايوان سخنورى ، ابو القاسم حسن متخلّص به عنصرى ، كه اصلش از بلخ است ، پيشواى بلغاى فصاحت شعار و مقتداى فصحاى بلاغت آثار بوده ؛ طبع والايش به كلام متين در عصر خود داد سخن‌طرازى داده و به افكار رنگين زبان به نظم‌پردازى گشاده . در زمان يمين الدّوله سلطان محمود عزّت و وقار و ثروت و اعتبار بيش از پيش داشت و در جميع شعرا كه قريب چهارصد به پايتخت سلطانى حاضر بودند ، علم شهرت مىافراشت . شبى سلطان محمود به باده‌پيمايى مشغول بود . در عالم مستى نگاهش بر زلف اياز افتاد . خواست كه از هم‌آغوش معشوق كام دل بردارد . فأمّا به خشيت الهى از آن اراده درگذشت . از آنجا كه سرمنشأ اين فساد زلف افتاده ، به اياز امر فرمود تا به قطع نيمهء زلف پردازد . اياز حسب الحكم به عمل آورد . هرگاه كه سلطان از حالت مستى به افاقه درآمد ، زلف معشوق را بريده ديد . سخت پريشان‌خاطر و آشفته‌حال گشت تا اينكه احدى از حضّار مجلس را مجال دم زدن نماند . على صاحب ، متوجّه عنصرى گشته ،
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 505 | محمد قدرت الله گوياموى