هر عضو تنت سادهتر از عضو دگر بود * مويى كه بر اندام تو ديديم ، كمر بود
* * *
خواستم تا سينه بخراشم به ناخن جسم زار * در ميان پنجهام مانند مو در شانه ماند
* * *
هر سنگ كه بر سينه زدم نقش تو بگرفت * آن هم صنمى بهر پرستيدن من شد
* * *
بىنيازانه ز ارباب كرم مىگذرم * چون سيهچشم كه بر سرمهفروشان گذرد
* * *
آنجا كه ابروى تو نمايد هلال را * چون ناخن گرفته به زير زمين كنند
* * *
آغشته صد هزار كدورت به زير چرخ * مانند درد در ته مينا نشستهايم
[ 310 ] [ ملّا طغراى مشهدى ]
صاحب فكر بهار پيرا ، ملّا طغرا كه اصلش از مشهد مقدّس است ، به طبع رنگين در چمنستان انشاپردازى داد گلفشانى داده ، به گلهاى آبدار معانى ابواب بهارستان بر روى نظّارگيان گشاده ؛ به كلام رنگينش دامن اميد گلچينان سخن لبريز و عبارت متينش به كمال لطافت ، حلاوتبخش و شورانگيز . فقرات دلنشينش از فرط نزاكت رنگ پيراى سحر سامرى و طرز خاصّهء فصاحتآگينش چهرهآراى عرائس جادوگرى . طغراى منشور بلاغتش اگر نامند بجاست و گل رعناى باغ فصاحتش اگر دانند زيبا .
ملّا از ولايت به گلگشت هند رسيده ، چندى در ظلّ عاطفت شاهزاده مرادبخش بن