رباعى
رفتى تو و رفت زندگانى ، افسوس ! * آمد پيرى و شد جوانى ، افسوس !
بازآ كه گذشت عمر و الحال رسيد * آن روز كه گويى : از فلانى افسوس !
[ 312 ] [ ميرزا طيّب طوفان مازندرانى ]
پسنديدهء نكتهسنجان ، ميرزا طيّب متخلّص به طوفان ، كه اصلش از هزار جريب من اعمال مازندران است . جوانى باوقار بوده ، و مردى خوشگفتار . اين اشعار آبدار جويبارى طبع اوست :
ز رحم نيست كه از خاكم آسمان برداشت * مرا فتاده به راه تو ديد ، از آن برداشت
* * *
شد از ناليدن دل غمزهاش غارتگر جانها * كه از بانگ جرس رهزن به فكر كاروان افتد
* * *
عقدهء مشكل من نيست به غير از دل من * تا دلم خون نشود ، حل نشود مشكل من
[ 313 ] [ مولوى شاه وجيه اللّه طالب عظيمآبادى ]
عنوان صحيفهء نيكنهادى ، مولوى شاه وجيه اللّه عظيمآبادى ، متخلّص به طالب ، كه در ظلّ عاطفت پدر بزرگوار خودش محمّد مجيب اللّه كه از عمايد تجّار بوده ، به تحصيل علوم درسى فراغت يافته ، دست به دامن ارادت شاه منعم دهلوى كه از مشاهير ارباب طريقت بود ، زد ، و قدم به شاهراه سلوك افشرد . بعد وفات والد ماجد دفعتا دل از