[ 308 ] [ طوفى تبريزى ]
صاحب فكر تيز ، طوفى ساكن تبريز ، كه در مراتب نظم طبع خوشى داشته ، كلامش دردانگيز است و اشعارش دلاويز . ديوانى يادگار خود گذاشته . از اوست :
كس بىخبر ز حال دل غافل تو نيست * تو در همه دلى و كسى در دل تو نيست
* * *
جدايى از تو به ناكام در اوايل عشق * چنان بود كه به حسرت كسى جوان ميرد
[ 309 ] [ ملّا طالب آملى كاشى ]
عندليب گلشن خوش تأمّلى ، ملّا طالب آملى ، كه برادر خالاتى حكيم ركناى كاشى بوده ، به طبع نقّاد گرمساز هنگامهء معانى است و به فكر وقّاد رنگبخش گلستان سخندانى ، به خيالات بلند صدرآراى ايوان سخن و به كلام دلپسند برگزيدهء ارباب اين فنّ . در عنفوان شباب به وسعتآباد هند رسيد و چندى در اينجا بوده ، به خدمت ميرزا غازى وقارى كه از حضور جهانگير پادشاه به نظامت صوبهء قندهار سرفرازى داشت و بيشتر به مراعات و قدرافزايى اهل كمال نظر مىگماشت ، شتافت و به الطاف فراوان و نوازشات نمايان اختصاص يافت و قصيدهء طولانى در مدح ميرزا نگاشت و بعد وفات ميرزا غازى بار ثانى به نزهتكدهء هند رسيده سرمايهء جمعيّت و كامرانى اندوخت . چندى با عبد اللّه خان بهادر فيروز جنگ ناظم گجرات به فرط عزّت و اعتبار گذرانيد . پس از آن به وسيلهء جميلهء اعتماد الدّوله كه به پايهء وزارت كامران بوده ، مقتبس انوار حضورى جهانگير پادشاه گشت و به مقتضاى لياقت بايسته كارش به حدّى رونق پذيرفت كه از پيشگاه شاهى به خطاب ملكالشّعرايى علم شهرت افراشت . آخر الأمر در عالم شباب سنهء