تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
شاه جهان به نهايت خوشوقتى سازوبرگ جمعيّت به هم رسانيد و همراه ركاب شاهزاده به سياحت ممالك جنوبيه وقت خوش گذرانيد . آخر الأمر در كشمير دلپذير به كنج انزوا نشست و همان‌جا اواخر مائة حادى عشر رخت سفر آخرت بربست و متّصل قبر ابو طالب كليم مدفون گرديد . اين چند بيت از طبع رنگين او به نظر رسيد :
اگر چو آينه سر تا قدم شوى هم‌چشم * به‌سوى دوست نگر ، سوى خود نگاه مكن
* * *
بايد چو برق خنده‌زنان از جهان گذشت * نتوان چو ابر بر سر دنيا گريستن
* * *
شايد ببيند آنچه به ما كرد آسمان * از دود آه سرمه به چشم ستاره كن

[ 311 ] [ ميرزا عبد الباقى طبيب موسوى ]

صاحب كلام دل‌فريب ، ميرزا عبد الباقى متخلّص به طبيب ، كه از سادات موسوى است ، به حليهء فضائل و كمالات آراسته بود و به فنون شاعرى پيراسته و به روش جدّ و پدر خود كه به فنّ طبابت به خدمت سلاطين صفويّه عزّ امتياز داشتند ، مدّتى به تقريب طبابت در سر كار نادر شاه مأمور و سرفراز بوده ، آخر الأمر از آن اعراض نموده ؛ و در سنهء اثنين و سبعين و مائة و ألف جادهء آخرت پيموده . از اوست :
در آن گلشن كه گلچين در به روى باغبان بندد * نمىدانم به اميد چه بلبل آشيان بندد ؟