قطعهء تاريخى كه به تقريب تهنيت كدخدايى آذر ، صاحب تذكرهء آتشكدهء عجم ، نوشته :
شمع بزم اهل فكر آذر كه هست * محفلافروز سخن چون انورى
آنكه باشد نوعروس طبع او * غيرتافزاى بتان آذرى
از نكو سنجيدن درهاى نظم * هست بازار سخن را جوهرى
آمدش در بر ز دور اختران * دخترى چون زهره در نيكاخترى
كلك صهبا بهر تاريخش نوشت : * « زهره آمد در كنار مشترى »
[ 301 ] [ ملّا سليمان صباحى كاشانى ]
آشفتهء خوشبيانى ، ملّا سليمان صباحى كاشانى ، كه در ريعان شباب به زيارت حرمين محترمين شتافته ، مردى فهميدهء مجسّم اخلاق و جوانى سنجيدهء سراسر وفاق بوده . در مراتب نظم استعداد شايسته و به اقسام سخن مهارت بايسته داشت . اوسط مائة ثانى عشر صباح حياتش به شام ممات مبدّل گشت . از طبع سليم اوست :
به باغ حسن تو آن گلبنى كه از گل تو * تهى است دامن گلچين و باغبان هر دو
رباعيات
چون روى چمن ز لاله در غازه شود * اوراق گل از بهار شيرازه شود
از نغمهء مرغان خوشالحان چمن * داغ دل مرغان قفس تازه شود
و له
اى شاد ز لطفت دل شاد دگران * با من ستمت ، پى مراد دگران
پيش دگران از تو شكايت نكنم * تا آنكه نيارمت به ياد دگران