تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧

[ 303 ] [ نظام الدّين احمد صافى بلگرامى ]

طوطى شكرستان خوش‌كلامى ، نظام الدّين احمد صافى بلگرامى ، كه در سنهء تسع و ثلاثين و مائة و ألف به سياحت شهرستان هستى گراييده ؛ از قبيلهء شيوخ عثمانى است . در اوايل حال كلام مجيد از بر نموده و به مشق سخن از مير نوازش على بلگرامى فيض‌ها ربوده . صاحب طبع متين و خيالات رنگين است . اوايل مائة ثالث عشر نقش حياتش را حكّاك اجل محو ساخت . اين چند نقوش از طبع صنّاع اوست :
گشت تا روى عرقناكت دوچار آيينه را * پرگهر شد چو صدف جيب و كنار آيينه را
* * *
ز تو اى خرد نديدم چو گشاد كار خود را * به جنون حواله كردم همه كاروبار خود را
* * *
تيغ ابروى تو را از وسمه آب ديگر است * گرچه از زنگار مىباشد زيان شمشير را
* * *
اگر نيست تير تو دل جو مرا * چرا مىنشيند به پهلو مرا
* * *
هرگز از دور فلك عشرت نصيب ما نشد * سركه شد از شوربختى باده در ميناى ما
* * *
در بهارستان غفلت ايمن از غارتگرم * غنچهء تصويرم و نبود غم گلچين مرا
* * *
مپوش چشم خود از روى نوخطان ، زاهد ! * كسى كه منكر مصحف بود ، مسلمان نيست
* * *