[ 297 ] [ مير روزبهان صبرى اصفهانى ]
دلدادهء نظمگسترى ، مير روزبهان صبرى ، كه از اصفهان است ، مرد عاشقپيشه بود و شاعر خوشانديشه . در اوايل حال « فارس » تخلّص مىكرد و صاحب ديوان است . از اشعار اوست :
منم و دلى كه دايم به دو دست دارم او را * اگرش نگاهدارى ، به تو مىسپارم او را
* * *
يا رب ! دل شكستهء من از كجا شنيد * بوى محبّتى كه در آب و گل تو نيست
اين بس جزاى كشتن صبرى كه روز حشر * حسرت نمىكشد كه چرا بسمل تو نيست
[ 298 ] [ ميرزا محمّد ابراهيم صفاى شيرازى ]
صاحب طبع سليم و فكر رسا ، ميرزا محمّد ابراهيم صفا ، كه از عمايد دار العلم شيراز و اكابر سلسلهء سادات دشتكى است ، مرد رنگينصحبت و طبعلطيف و خوشخلق و ظريف بوده . به پختگى كلام مطبوع سخنوران و به ادابندى مضامين دلنشين مقبول نظمگستران . اشعار آبدارش دلاويز و صاف و ساده و شورانگيز . در سنهء ستّين و مائة و ألف بساط هستى پيچيد . قطعهاى در خطاب به محبوب و محبوب محبوب كه گفته ، در اينجا نگارش رفته :
اى كه بىقدرترين ذرّهء خاك ره عشق * شود از بارقهء حسن تو خورشيد سرير !
چند روز است كه بر صفحهء نظّارهء تو * صورت عجز كند خامهء مژگان تصوير
پيش آيينهء رخسار كه لغزيده كه عشق * بسته بر پاى نگاه تو ز حسرت زنجير ؟ !
كه شبيخون زده بر مردم چشمت به فسون * كه نگاه تو به عجز آمده چون طفل اسير ؟ !