شب كه در بزم وصالش صحبت مستانه بود * دست من در زلف مشكينش به جاى شانه بود
[ 286 ] [ لاله بال مكند شهود مانكپورى ]
صاحب فكر بلند ، لالهبال مكند ، كه شهود تخلّص مىكند ، اصلش از سركار مانكپور من مضافات صوبهء اللهآباد است . عم او راى ياران عالم چند اعتبار تمام به هم رسانيده ، به و الا پايهء ديوانى نوّاب شجاع الدّوله بهادر ، ناظم بنگاله ، سر برافراخت .
بالجمله ، شهود در نظمپردازى و نكتهسنجى طبع خوش و فهم نيكو داشته و از علوم عربيّه هم مناسبتى و مهارتى . در سنهء اوسط مائة ثانى عشر درگذشت . از اوست :
چو شمع كى بود از سوختن فراغ مرا * فروخت عشق نكويان به دست داغ مرا
* * *
بر دل پيران قيامت مىكند ياد شباب * طاق نسيان جوانى كن قد خمگشته را
* * *
مكن اشك مرا بىقدر ، اى مژگان تر ، رحمى ! * بر اين طفل غذاپروردهء خوان جگر ، رحمى
[ 287 ] [ مولوى محمّد باقر شهيد طهرانى ]
معركهآراى ميدان سخندانى ، مولوى محمّد باقر شهيد طهرانى ، كه از قوم اتراك است ، يكى از اجدادش در احمدآباد گجرات رنگ توطّن ريخت و شهيد همانجا در عرصهء شهود قدم نهاد و بعد رسيدن به سنّ تمييز و تحصيل علم ضرورى ، چندى به