[ 281 ] [ شيخ حسين شهرت شيرازى ]
شيرازهء صحيفهء سخنطرازى ، شيخ حسين شهرت شيرازى ، كه اصلش از عرب است و در ايران به عالم ظهور سر برآورده ، همانجا به كسب كمالات پرداخت . آخر به هند شتافته در سر كار محمّد اعظم شاه به تقريب طبابت ملازمت حاصل ساخت . در مراتب نظم طبع بلند و به فنون طبابت فكر ارجمند داشت . پس از آن در زمان شاه عالم بهادر شاه به لياقت نمايان عزّت و احترام فراوان به هم رسانيد و در عهد محمّد فرّخسير به خطاب حكيم الممالك معزّز و مباهى گرديد و در وقت محمّد شاه پادشاه به ارادهء حرمين محترمين نقد دستورى به كف آورده ، پس از اداى مناسك باز به بارگاه شاهى رسيد و به منصب چهار هزارى سر مفاخرت به اوج اعتبار كشيد . آخر كار در سنهء تسع و اربعين و مائة و ألف در شاهجهانآباد وفات يافت . از افكار اوست :
چون خامهگر چه توأم خاموشيم ، ولى * ايجاد كردهاند براى سخن مرا
* * *
به غير ظلم توقع مدار ، اى ظالم ! * كه نخل شعله اگر بار مىدهد ، شرر است
* * *
پس از عمرى كه كردم همچو قمرى خدمت سروى * براتى دارم و بر عالم بالاست تنخواهش
[ 282 ] [ مير سيّد محمّد شعلهء اصفهانى ]
شمعافروز انجمن سخندانى ، مير سيّد محمّد شعلهء اصفهانى ، كه از سادات عظام و فضلاى ذوى الاحترام بود و وادى شعر و سخن به گام فصاحت مىپيمود و در فنّ طبابت