تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
ندانم از كجا گيرم سراغ جلوه‌گاه او * كه در صددل بود چون رشتهء تسبيح راه او ستم در پردهء راه است شوخىهاى چشمت را * بود چون تير ناوك در حيا پنهان نگاه او
* * *
گهى به كعبه ، گهى در كنشت مىجويى * به خود بجوى ، چه در سنگ و خشت مىجويى ؟
* * *
حيف ، اى غافل ! به پيرى نادم از عصيان شدى * مىگزى ز افسوس لب اكنون كه بىدندان شدى
* * *
خويش را خاك رهى سازى و بر باد روى * به از آن است كه بر تخت روان شاد روى

[ 257 ] [ مولانا سرآمد كشميرى ]

عندليب گلشن خوش‌تقريرى ، مولانا سرآمد كشميرى كه در لاهور نشو و نما يافته ، و در فنون سخن طرازى از شاگردان آفرين لاهورى است . اوسط مائة ثانى عشر درگذشت . اين بيت از اوست :
ز عاشق كى دماغت نالهء بىتاب بردارد * شكستن‌هاى رنگ گل تو را از خواب بردارد