تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
ذرّه‌ذرّه جمع در دل كرده‌ام سوز تو را * خواهم اين مشت شرر در خرمن آرام ريخت
* * *
افزون شود ز شوخى عشقم فروغ حسن * مقراض شمع او پر پروانهء من است
* * *
تا مرا يك پاى ثابت در طريق يار گشت * پاى ديگر گرد آن از شوق چون پرگار گشت
* * *
زمين و آسمان در مى كشى فرمان‌برت گردد * سرت چون گردد از مستى ، جهان گرد سرت گردد
* * *
در عدم هم ز عشق شورى است * گل گريبان‌دريده مىآيد
* * *
كى توانم ديد زاهد جام صهبا بشكند * مىپرد رنگم ، حبابى گر به دريا بشكند
* * *
محال است اينكه بعد از مرگ هم دست از تو بردارم * كه من گر خاك گردم ، گرد دامان تو خواهم شد
* * *
دل پرخون ز بغل در ره يارم افتاد * هى ! بگيريد كه مينا ز كنارم افتاد
* * *
او گريبان چاك بود از مستى و من سينه‌چاك * ياد ايّامى كه درهاى محبّت باز بود
* * *
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 401 | محمد قدرت الله گوياموى