تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
تناسب الفاظ و لطافت مضامين و فكر متانت مشحونش مشغول به آرايش عرائس معانى رنگين . با صاحب‌طبعان عهد خود گرم صحبت بودى و مشق سخن به خدمت محمّد على ماهر و موسوى خان فطرت مىنمودى ؛ و از ياران شيخ ناصر على است ، چنانچه در مدح او گفته :
با شعر على نمىرسد شعر كسى * ز آن‌سان كه خط كس به خط مير على
و از سركار عالم‌گيرى منصبى مناسب داشت و به خدمت بعض كارخانجات مأمور بوده . اواخر عمر در دار الخلافت شاه‌جهان‌آباد منزوى گشت و به تأهّل پرداخته ، در كنج قناعت نشست . صاحب ديوان است و تذكرهء كلمات الشّعراء از تصنيفات او . آخر الأمر در سنهء سبع عشرين و مائة و ألف خار به دامن شكست . اين چند بيت از خيالات متينش ثبت افتاد :
تبخاله نيست در شب هجران ز تب مرا * كز فرقت تو خيمه زده جان به لب مرا
* * *
نظرى بر گل شبنم‌زده افتاد مرا * آمد از زخم نمك‌سود جگر ياد مرا
* * *
به جوش آورد پيرى بيشتر در عشق خون ما * قد خم كار ناخن كرد بر داغ جنون ما
* * *
نيست در عالم بهشتى خوش‌تر از خلوت مرا * دوزخى نبود بتر از گرمى صحبت مرا دولت بيدار عرفان داد حق نعم البدل * كرد گر گردون دون محروم از دولت مرا
* * *
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 398 | محمد قدرت الله گوياموى