[ 254 ] [ مير سيّد على مشهدى ]
ناظم جيّد ، مير سيّد على ، متخلّص به سيّد ، كه اصلش از مشهد مقدّس است ، به نظمپردازى طبع بلند داشت و فكر دشوارپسند . در مشق سخن از همطرحان مير معزّ موسوى خان فطرت بود و به كلام متين راه سخنسنجى مىپيمود . آخر در اوايل مائة ثانى عشر سفر دار آخرت نمود . از افكار اوست :
نيم غافل كند گر جلوه بر خاكم پس از مردن * جواب از دل طپيدن مىدهم آواز پايش را
* * *
وز بحر وجودش دوجهان نقشبرآب است * با هستى او هستى ما موج سراب است
* * *
حسن را فتراك گيرايى به دستانداز اوست * شوخچشمان را رگ گردن كمند ناز اوست
* * *
چنانم ديده لبريز از خيال آن بدن باشد * كه هر مو بر تن سيمين او مژگان من باشد
[ 255 ] [ حاجى محمّد اسلم كشميرى ]
شاعر پسنديدهشيم حاجى محمّد اسلم كه سالم تخلّص مىكند ، اصلش از خطّهء دلپذير كشمير است . به كسب كمالات ممتاز عصر و در نظمپردازى از همطرحان ميرزا بيدل و مير محمّد زمان راسخ و حكيم حسن شهرت بوده ؛ به لياقت ذاتى از ملازمت