[ 249 ] [ سعيدى سرمد كاشانى ]
سرمست صهباى عرفانى ، سعيداى سرمد كاشانى كه اصلش از يهود كاشان است ، كه به شرف اسلام مستعدّ گشته ، پيوسته به شغل تجارت مىپرداخت . از آنجا كه استعداد جبلّى داشت ، به تحصيل فنون در ساخت و در عالم سياحت از لوازم اشغال تجارت است ، وارد بلدهء تهته گشته ، مبتلاى عشق هندو پسرى كه از دولتمندان آن ديار بود ، شده ، از سر عقل و هوش درگذشت و آنچه با خود داشت صرف راه معشوق نموده ، محض عريان گرديد ؛ و چون عشق او به مرتبهء كمال عروج گرفته بود ، معشوق را هم به انجذاب محبّت به طرف خود كشيد و آن پسر با آنهمه ثروت از همه اعراض كرده ، به عاشق همرنگى به هم رسانيد ؛ و بالجمله در عهد شاه جهان به اتّفاق معشوق به دار الخلافت رسيد . شاهزاده محمّد داراشكوه كه به جانب مجاذيب بيشتر مايل بود ، صحبتش با وى درگرفت و چونكه مكرّر تذكرهء او در حضور شاهى نمود ، لهذا عنايت خان آشنا از پيش گاه پادشاهى به انكشاف احوالش مأمور گشت و بعد تفحّص به اين بيت به عرض حالش پرداخت :
بر سرمد برهنه كرامات تهمت است * كشفى كه ظاهر است از او ، كشف عورت است
پادشاه دينپناه فرمود كه به يك گز كرباس دهن خلق توان دوخت . پس از آنكه در عهد سلطنت عالمگير پادشاه داراشكوه بعد اسيرى به قتل رسيد ، پادشاه به ملّا شيخ عبد القوى كه از علماى نامدار بوده و به خطاب اعتماد خانى و منصب پنجهزارى امتياز داشته ، فرمود تا سرمد را طلبيده ، تكليف لباس دهد . چون سرمد را حاضر كردند ، ملّا پرسيد : « چرا عريان مىباشى ؟ » . در جواب گفت : « شيطان قوى است » . آخر كار بعد گفتگوى بسيار ملّا به اتّفاق علماى ظاهر فتواى قتل وى نوشت و رأى پادشاه هم بر آن