تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
چون موجب شادى حقيقى مرگ است * گر مرگ رسد ، تو شاد و خرم مىباش

[ 248 ] [ ميرزا محمّد قلى سليم تهرانى ]

صاحب فكر مستقيم ، ميرزا محمّد قلى سليم كه از طبقهء اتراك است و در طهران سكونت داشته ، به سلامت طبع در سخن‌پردازى يگانه و به متانت كلام در نظم‌طرازى ممتاز زمانه بوده . اشعار دلپذيرش گرم‌ساز بازار سخن و خيالات بىنظيرش مقبول ارباب اين فنّ . اوايل حال با ميرزا عبد اللّه وزير لاهيجان به فرط مصاحبت اختصاص داشت . در آن هنگام مثنوى رنگين در توصيف لاهيجان نگاشت . پس از آنكه در عهد شاه جهان متوجّه بهارستان هند گشت ، به تبدل آن مثنوى پرداخته ، به كشمير نامزد ساخت ؛ و بعد فوز هندوستان يكى از ندماى مير عبد السّلام مشهدى كه اوّل به خطاب اختصاص خانى و بعد از آن به اسلام خانى و پايهء بلند وزارت كلّ امتياز داشت ، گشته ، عزّت و احترام ما لا كلام به هم رسانيد و در مدّح او قصايد غرّا نوشت . آخر الأمر در سنهء سبع و خمسين و ألف در كشمير از اين جهان فانى درگذشت . اين چند بيت از طبع سليم اوست : من قصيدة
مكن به حلقهء آن زلف تابدار انگشت * كه هيچ‌كس نكند در دهان انگشت گره‌گشايى كار مرا هنوز كم است * به‌سان شانه اگر باشدم هزار انگشت
قطعه‌بند
به معنى سخنم نارسيده ، نيست عجب * نهد به حرف من ار خصم بىوقار انگشت مقرّر است كه از بهر امتحان اوّل * نهند بر دم شمشير آبدار انگشت به اين جهان ز عدم آمدن پشيمانى است * از آن هميشه گزد طفل شيرخوار انگشت