تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
اين چند بيت هم از فكر بلندش به نظر درآمده :
زآن‌رو خط مشك سود برخاست * آتش بنشست و دود برخاست
* * *
عاشق كه جمله عشق شود پى به او برد * چون پر شود پياله ، به مى سر فروبرد
* * *
نمود روى تو ، گل‌هاى باغ را چه كنم ؟ * چو آفتاب برآمد ، چراغ را چه كنم ؟

[ 247 ] [ شاه صفى سام ميرزاى سامى ]

آرايش‌بخش محفل خوش‌كلامى ، شاه صفى سام ميرزا متخلّص به سامى ، كه پسر صفى ميرزاى مقتول است ؛ بعد وفات جدّ بزرگوار خودش شاه‌عباس ماضى در سنهء ثمان و ثلاثين و ألف بر تخت فرمانروايى ايران جلوه‌پيرا گشت . تذكره‌اى مسمّى به تحفهء سامى مشتمل بر اشعار معاصرين نگاشته ، و در فكر نظم تلاش نيكو داشته . اوسط مائة حادى عشر جهان فانى را گذاشته . از افكار اوست :
آزرده شد از چشم من امشب كف پايت * دردا كه كف پاى تو را چشم رسيده
رباعى
خون در جگرم ز لعل جان‌پرور توست * تنگىّ دلم ز حلقهء گوهر توست هر تار ز كاكلت جدا فتاده گرهى است * حاصل كه تمام فتنه‌ها در سر توست
بيت
معشوق چو عشوهء دلاويز كند * عاشق ز بلا چگونه پرهيز كند
رباعى
سامى ! ز غم زينهار بىغم مىباش * تا محنت و درد عشق همدم مىباش
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 387 | محمد قدرت الله گوياموى