تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
بيت گفته ؛ و در سنهء اثنين و ألف در اصفهان به زاويهء عدم خفته . از اشعار اوست :
زهر چشمى گر به كار دل‌فكار خود كند * برندارد چشم از او تا زهر كار خود كند
* * *
سوزى ! چه مرگ مىطلبى از خدا كه نيست * آسودگى نصيب تو در زير خاك هم

[ 246 ] [ مولانا سحابى استرآبادى ]

نظارت‌بخش گلشن سخن‌ايجادى ، مولانا سحابى استرآبادى ، كه سحاب دريا بار طريقت است و گوهر خوش‌آب بحر حقيقت ، طبع شريفش در اقسام سخن به فكر رباعى خوش افتاده و مضامين رنگين را به احسن اساليب جلوه داده . سال‌هاى دراز به جاروب‌كشى عتبهء علّيهء نجف اشرف شرف‌اندوز سعادت بوده و از روضهء مطهره به طرفى عزيمت نموده . گويند هفتاد هزار رباعى گفته بود ، من جمله قريب بيست هزار باقى مانده و صاحب مرآة الخيال نوشته كه محرّر اين سطور دوازده هزار رباعى از مولانا در يك جلد ديده . آخر كار در سنهء عشر و ألف در همان بقعهء مبارك به خلد برين شتافت . اين چند رباعى از طبع شريفش ثبت افتاد :
بشتاب پى ديده گشودن خود را * زنگار ز آينه زدودن خود را هرچند تو او را نتوانى ديدن * او بتواند به تو نمودن خود را
* * *
عالم چه كنى و عالم‌آرايى را * همراز نگشته يار اسرايى را در خانه اگر هزار صورت باشد * درمان نكنند درد تنهايى را