و له
ازبسكه شكسته ، باز بستم توبه * فرياد همىكند ز دستم توبه
ديروز به توبهاى شكستم ساغر * امروز به ساغرى شكستم توبه
[ 243 ] [ ميرزا نظام الدّين احمد سهيلى چغتايى ]
جامع فنون بىحدّ ، ميرزا نظام الدّين احمد ، متخلّص به سهيلى ، كه اصلش از دودمان عالىشأن الوس چغتايى است و ابا عن جدّ ذى اقتدار بوده ، و رايت حكومت اكثر بلاد برافراخته و خود با وصف مناصب شايان و اعتبارات نمايان به صحبت ارباب فضل و كمال و اصحاب ذوق و حال پرداخته . در فنون نظم مهارت كافى و استعداد وافى داشت . از تصانيفش ديوان تركى و فارسى و مثنوى ليلى و مجنون است . آخر الأمر در سنهء سبعين و تسعمائه سهيل عمرش از اوج هستى به حضيض نيستى درآمد . اين چند بيت از طبع روشن اوست :
دل چو شكسته شد مران عاشق خسته حال را * سنگ جفا چه مىزنى مرغ شكستهبال را ؟
* * *
به عشق چون خودى مشغول كن ، يا رب ! چنان او را * كه جز من هيچ همدردى نباشد در جهان او را
* * *
بىدرد بين كه پنبه داغم كند خيال * مشت نمك كه تازه مرا بر جراحت است
* * *